تبليغاتX
بی خیال
AbikhialS

 

یه کاره باحال و عشقی . . . تقدیم میکنم به هیشکی

شنبه 1384/07/23
بیا ز سنگ بپرسیم

               دوست داشتن جرم نیست             

 

دلی که میشود از غصه تنگ ...می ترکد

چه جای دل که درین خانه سنگ می ترکد !!!

درآن مقام .. که خون از گلوی نای ..چکد

عجب نباشد اگر بغض چنگ می ترکد

 

 

چنان درنگ به ما چیره شد ... که سنگ شدیم !

دلم ازین همه سنگ و درنگ ... می ترکد

 

بیا ز سنگ بپرسیم  ...که از حکایت فرجام ما چه میداند..

از آن که عاقبت کار جام با سنگ است !

بیا ز سنگ بپرسیم ......

نه بی گمان همه در زیر سنگ .. می پو سیم

و نامی از ما بر روی سنگ می ماند ؟؟؟

 

درون آینه ها در پی ....چه .... می گردی ....؟


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 0:37 AM توسط : بی خیال شو عزیز ...
چهارشنبه 1384/07/20
یاسهای سپید

هر بامدادگاه
با ياد روي تو
 گلهاي ياس را
 پرواز مي دهم
 به شهر فرشتگان
تو يك فرشته اي
 كه تنها ميان جمع
افتاده اي به بند
تنهايي ترا
ديشب كبوتري
از پشت شيشه هاي اتاق محقرم
فرياد كرد و رفت
 اي دستهاي تو سرشار از خدا
اي چشمهاي تو لبريز رنجها
برخيز و بال خويش
 بگشاي سوي عشق
 كه دراین ديار پاك
يك خسته دگر، در انتظار توست
 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 11:5 AM توسط : بی خیال شو عزیز ...
دوشنبه 1384/07/04
انتظار

                     

                     انتظارواژه غریبی است ...
 واژه ای که روزها یا شایدم ماههاست
که با آن خو گرفته ام.

 که چه سخت است انتظار ..
هرصبح طلوعی دیگراست برانتظارهای فرداهای من!
خواهم ماند تنها در انتظار تو
چرا نوشتم در برگ تنهاییم برای تو، نمیدانم؟
 
شاید روزی بخوانند بر تو، عشق مرا
می دانم روزی خواهی آمد، می دانم
گریان نمی مانم، خندانم!
برای ورودت ای عشق
وقتی که به یادت می افتم،
 
به یاد خاطراتت...نامه هایت را مرور می کنم،
 یک بار...نه...بلکه صد بار
وجودم را سراسر عشق فرا می گیرد


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 1:4 PM توسط : بی خیال شو عزیز ...