تبليغاتX
بی خیال
AbikhialS

 

یه کاره باحال و عشقی . . . تقدیم میکنم به هیشکی

چهارشنبه 1385/03/31
حاشا نکن

S

حاشا نکن عشقت رو از چشم تو پیداست
چشمان تو لبریز از عشق و تمناست
این لحظه ها شاید دگر هرگز نیاید
عمر منه دیوانه تا فردا نپاید
آیینه ی چشمان تو میگوید از عشق
روی لب شیرین تو اما و شاید
من تک درخت صحرای دورم
خورشید من محتاج نورم
تو میتوانی تا مثل باران بر من بباری عشق من، تا من بمانم
همچون پرستو، تو ای مسافر در سایه ی عشقم بمان، من سایبانم
تن خسته ای لبریز خواهش، در حسرت دست نوازش
یا زندگی بر من ببخش و، یا ریشه ام سوزان به آتش
من عاشقم، عاشق ترینم، عاشق ترین مرد زمینم
در چشم من خود را ببین، حرفی بزن ای نازنین،

ای اولین،

ای آخرینم!

 


ادامه مطلب

لینک نوشته | نوشته شده در ساعت 12:25 PM توسط : بی خیال شو عزیز ...